الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

50

منطق مقارن (فارسى)

تضمن و التزام و يا يكى از آنها باشد ، دلالت مطابقى هم هست . اما عكس آن درست نيست . باب دوم در تقسيم الفاظ * مفرد و مركب * اقسام مركب * اقسام مفرد لفظى را كه براى معنايى وضع كرده‌اند ، اگر بگونه‌اى است كه جزء آن نيز بر جزء معنى دلالت دارد و اين دلالت هم مورد نظر و توجه است ، در اين صورت آن را مركب و گرنه مفرد نامند . اين تعريف صحيحى است كه در نزد منطقيان قديم معتبر بوده است ولى عده‌اى از اين تعريف عدول كرده در تعريف لفظ مركب فقط گفته‌اند كه آن عبارت است از لفظى كه جزء آن بر معنى دلالت كند ، مطابق اين تعريف بايد لفظ " عبد الله " هنگامى كه اسم شخص خاصى است ، مركب باشد ، زيرا جزء آن نيز داراى معنى است و حال آنكه مفرد است و نه مركب . همه قبول دارند كه علم جزء مفردات است نه مركبات . جمعى ديگر همانند ابو على در قصيده و محقق طوسى در اساس الاقتباس تعريف مركب را به اين گونه تغيير داده و گفتند كه آن عبارت است از لفظى كه جزء آن بر جزء معنايش دلالت نمايد ( نه بر معنائى ، چنان كه تعريف آنها چنين بود ) بر اين سخن نيز اشكال شده است كه " حيوان ناطق " را چون نام شخص معين قرار دهند مسلما مفرد است ، ولى جزء لفظ بر جزء معناى آن دلالت دارد و همچنين ساير اسم‌هاى مركب مانند - محمد على و حسنعلى و . . . با توجه به ايرادات فوق منطقيان به همان تعريف نخست بازگشتند كه بنابرآن لفظ مركب عبارت از لفظى است كه از جزء آن دلالت بر جزء معنى اراده شده است بنابراين " حيوان ناطق " وقتى اسم شخص خاصى قرار